تبلیغات
دُرْڪـــٰٓـٱ - نقش انقلاب اسلامی ایران در بیداری جهان اسلام قسمت دوم

دُرْڪـــٰٓـٱ

ꜜ دُرکـا یعنی رودِ کوچکــ ، همانــ رود کوچکــ آشنا ، رود کوچکــ زیبایی ꜜ

آفریقا

مصر: سابقه تاریخی ارتباطات سیاسی ایران و مصر از زمان کوروش پادشاه هخامنشی آغاز گشته و در ادامه با ظهور اسلام نیز رابطه طرفین وارد مرحله جدیدی شد. با روی کار آمدن سلسله های اموی و عباسی و تحت تعقیب قرار گرفتن اهل بیت (ع) و شیعیان، بسیاری از بزرگان سادات در جستجوی پناهگاه به مصر و ایران که به دور از دسترسی حاکمیت مرکزی بود سفر کردند. (گلی زواره1380: 345-346) این دو کشور از لحاظ سیاسی همواره با یکدیگر در تعامل بوده اند و بدلیل نفوذ و سلطه انگلیس بر هر دو کشور در قرون گذشته ، بالطبع ایران و مصر روابط دوستانه ای با یکدیگر داشتند .

از لحاظ فرهنگی نیز روابط ایران با مصر با شروع فعالیت های اصلاحی «سید جمال الدین اسدآبادی» در دنیای اسلام، به ویژه در ایران و مصر نمود یافته و سید جمال با احیای اندیشه اصلاح گرایی نوین در اندیشه سیاسی مسلمانان عرب و نیز سردادن ندای وحدت میان شیعه و اهل سنت موفق به ایجاد نهضتی شد که پس از او شاگردانش، از جمله محمد عبده آن را پیگیری و دنبال نمودند و در همین راستا در اواخر نیمه اول قرن بیستم، جهت نهادینه شدن رابطه شیعه با اهل سنت نهضتی در قالب «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» بین علمایی، همچون آیت الله بروجردی و شیخ شلتوت شکل گرفت .

پس از جنگ جهانی دوم گرچه روابط میان مصر و ایران دستخوش تحولات و دگرگونی های زیادی شد؛ اما با سلطه آمریکا بر هر دو کشور، به غیر از زمان «جمال عبدالناصر» در مصر، در سایر دوران ها رابطه دوستانه ای بین طرفین برقرار بود و دولت مصر بر مبنای همین روابط صمیمانه به مخالفت با انقلابیون در ایران می پرداخت، اما فراتر از دولت مصر، غالب جریان های اسلامی سیاسی مصر از سال 1978 به بعد، به صورتی صریح یا ضمنی، سیاست های رسمی نظام سیاسی حاکم بر مصر در تأیید شاه ایران و مقابله با انقلابیون ایران و رهبری امام خمینی را مورد انتقاد قرار دادند . ( عبدالناصر 1385 : 373 ) در خصوص دیدگاه جریانات مختلف اسلامی مصر در مورد انقلاب اسلامی ایران و تحولات آن، باید خاطر نشان کرد که علی رغم اختلاف نظر میان دو کشور این جریان ها در حقیقت پیروزی ایدئولوژی سیاسی اسلام و تجسم آن در شکل یک دولت بود.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، همزمان با مذاکرات «کمپ دیوید» در مصر رخ داد و با محکومیت پیمان کمپ دیوید از سوی ایران، گروه های اسلامی از جمله اخوان المسلمین میانه رو، جماعه الاسلامیه و برخی گروه های دیگر، دولت مصر را به پیروی از الگوی ایران و مبادرت به جنگ مقدس با اسرائیل فرا خوانده و از موضع ایران در عقب نشینی اسرائیل از تمامی خاک فلسطین اشغالی استقبال کردند؛ البته در مقابل، برخی گروه های دیگر سعی نمودند تا با پر رنگ جلوه دادن جنبه های ایرانیت و شیعی بودن انقلاب اسلامی در مقابل جنبه اسلامی و احیای فکر دینی در دنیای معاصر، از تأثیر این انقلاب در مصر بکاهند . همچنین دولت مصر نیزکه در این مقطع زمانی به دلیل بهبود روابط خود با رژیم صهیونیستی در میان کشورهای اسلامی و عربی در انزوا قرار داشت، ضمن محکوم نمودن ایران به مداخله در امور داخلی مصر، سعی داشت تا با بزرگ جلوه دادن خطر انقلاب ایران برای کشورهای منطقه، با این کشورها علیه ایران ائتلاف نموده و ضمن بهبود روابط خود با کشورهای اسلامی، امواج انقلاب اسلامی ایران را هر چه بیشتر مهار نماید. (محمدی 1385:272 - 273) گرچه به دنبال گروگانگیری سفارت آمریکا در ایران و جنگ تحمیلی، رابطه ایران با برخی از گروه های اسلامی از جمله اخوان المسلمین کمی تیره شد، ولی به طور کلی تأثیر انقلاب اسلامی ایران در شکل گیری نهضت بازگشت به خویشتن اسلامی و احیای فکر دینی در مصر را نمی توان انکار نمود و در این خصوص باید اظهار نمود که الهام پذیری این گروه ها از انقلاب اسلامی منجر به تقویت مخالفان دولت مصر و شکل گیری نهضت اسلامی شد و علی رغم وجود حکومت پلیسی در مصر و فشارهای مختلف از درون و بیرون مصر، هنوز گروه های اسلامی در قالب جنبش های عظیم دانشجویی، اتحادیه های کارگری و تشکل های دینی و مذهبی به کار خود ادامه می دهند.

 تونس: گرچه انقلاب اسلامی ایران نتوانست در کشور تونس با مداخله مستقیم و یا با تشکیل گروه های فعال، از آنها پشتیبانی کند و بلکه به گرایش های مخالفی که از پیش در آنجا بودند شتاب بخشید و سیاستمداران تونس، قدرت و مشروعیت سیاسی اسلام و سنت های اسلامی را تابع نظام های سکولار یا غیر مذهبی دانسته و لذا به ناسیونالیسم و توسعه می اندیشیدند، (اسپوزیتو1382: 171 و 190) اما در مقابل گروه های مخالف دولت، انقلاب ایران را به عنوان الگویی ضروری در پاسخگویی و مسوءلیت پذیری اسلامی رهبران سیاسی تلقی می کردند. از این رو تاثیر پذیری این گروه ها از انقلاب ایران و تهدید تلقی کردن انقلاب ایران از سوی حاکمان تونس برای رهبری سیاسی خود، باعث شد تا در دهه 1980 منازعه ای بین دولت با گروه های مذهبی شکل بگیرد (اسپوزیتو1382:172) و انقلاب ایران تا حدّی برای آنها خطرناک محسوب شود که « دولت تونس برای رفع این تهدیدات، در سال 1982 به بهانه صرفه جویی در امور مالی و مخالفت با جنگ تحمیلی، سفارت خود در ایران را تعطیل کرد».

نفوذ معنوی انقلاب اسلامی در تونس بر فعالان مسلمانی، همچون «راشد الغنوشی» باعث شد که آنها با الگو برداری ازتجربه ایران و ایجاد جسارت در بیان خواسته های خود، جنبش اسلامی جدیدی با عنوان «حرکه الاتجاه الاسلامیه» را در تونس تشکیل دهند که بعدها به «جنبش نهضت» تغییر نام داد . (دکمجیان1377: 365) این جنبش با هدف سرنگونی سکولاریسم در نظام تونس و روی کار آمدن حکومت به سبک حکومت اسلامی ایران تشکیل شد که در نهایت با عکس العمل دادگاه های طرفدار سیاست های غیر مذهبی تونس، رهبران این جنبش روانه زندان شدند.

 الجزایر: با توجه به زمینه ها و استعدادهایی که در جامعه الجزایر بود، انقلاب اسلامی برای آنها نقش مشوق و تجدید حیات را داشت. یاس ناشی از فقدان نتایج و دستاوردهای انقلاب الجزایر و تبلیغات جهانی در مورد عدم تحقق و پیروزی انقلاب های دینی سبب شده بود تا در تصور مردم الجزایر، احتمال وقوع هر نوع انقلاب دینی را غیر ممکن جلوه نماید؛ ولی پیروزی انقلاب اسلامی این باور را در مردم الجزایر به وجود آورد که اسلام می تواند با ایجاد دگرگونی سیاسی، حکومتی مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی بنا کند و به تعبیر یکی از نویسندگان، «در حالی که جو داخلی ایران قبل از انقلاب اسلامی متاثر از پیروزی انقلاب الجزایر بود، در مقابل مردم الجزایر هم از سال 57 با استقبال از پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات انقلاب ایران را پی گیری می کردند».

تاثیرات عمیقی که واژگونی رژیم پهلوی و تاسیس جمهوری اسلامی در جهان اسلام به جای گذاشت، باعث شد تا حاکمان الجزایر با توجه به سابقه حرکت اسلامی در این کشور، به ناچار به اتخاذ شیوه هایی جهت توقف یا کند کردن رشد اسلام گرایی مبادرت ورزیده و در این راستا با ایجاد فضای باز سیاسی و اجازه فعالیت به گروه های مذهبی، درصدد جلوگیری از رادیکالیزه شدن جنبش اسلامی برآمدند؛ ولی با این حال وقوع عواملی همچون پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ورود جوانان مسلمان به مسجد الحرام و ترور سادات به دست خالد اسلامبولی در مصر، نفوذ مسلمانان را در الجزایر تقویت کرده و در این کشور نیز همچون دیگر نقاط جهان اسلام، حرکت های مردمی گسترده ای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آمدکه در قالب حرکت های دانشجویی و گروه های رادیکال، به تجدید حیات اسلامی پرداختند و در مقابل آنها حکومت نیز با سرکوب اسلام گرایان، سران «جبهه نجات اسلامی» را به اتهام توطئه علیه امنیت کشور بازداشت کردند تا از تبدیل شدن الجزایر به یک کشور اسلامی شبیه ایران جلوگیری نمایند.

نیجریه: این کشور در غرب آفریقا با داشتن میلیونها نفر مسلمان از جمله کشورهایی است که می تواند برای احیای اسلام و اثر پذیری از انقلاب اسلامی ظرفیت داشته باشد . تحولات و نمودهای تحکیم اسلام در جامعه دانشگاهی نیجریه که بعدها به توده های وسیع مردم در روستاها و شهرهای این کشور سرایت کرد، متاثر از انقلاب اسلامی ایران بوده است (محمدی 1385: 327) و در واقع رهبری امام خمینی و فکر انقلاب اسلامی در جامعه نیجریه و به ویژه در میان مسلمانان محروم شمال این کشور، احساسات و واکنش هایی را بر انگیخته و احیاگری اسلامی در ایران تاثیر مستقیمی بر قیام های احیاگری اسلامی در آنجا داشته است. ( اسپوزیتو1382 : 310 و 317 ) در واقع پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بسیاری از رهبران مسلمان نیجریه را در احیاء اسلام و مقابله با غرب ترغیب کرده و آنها با استقبال از بسیاری مضامین انقلاب اسلامی ایران، همچون تقبیح فساد اداری، رد مادی گرایی فزونی خواهانه، انتقاد از غرب زدگی و اجرای قوانین اسلامی، از انقلاب اسلامی الهام گرفتند.

ذکر این نکته ضروری است که پیروزی انقلاب ایران به رهبری امام خمینی، گرچه الهام بخش مسلمانان این کشور بوده و با ترغیب و تشویق آنان توانست گرایش احیاگری و اصلاح اسلامی را در میان آنها بر انگیزد؛ ولی با این حال فعالیت های احیاگرانه در نیجریه اساسا درون زا و داخلی تعبیر شده و شاهد این مدعی این است که به قول «ابراهیم گامباری»، اکثر مسلمانان نیجریه با آنکه به نوعی خواستار معمول شدن قوانین اسلامی هستند، همچنان به جای ایجاد جمهوری اسلامی به دولتی کثرت گرا پای بند هستند».

 سودان: کشور سودان از مهم ترین کشورهای اسلامی است که به طور جدی از انقلاب اسلامی ایران متاثر شده و این کشور سرپل بسیار مهمی برای انتشار اسلام گرایی در منطقه وسیعی از آفریقا به حساب می آید. گرچه انقلاب ایران در دهه اول، تاثیر به سزایی در سودان نداشته است؛ ولی با گذشت یک دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و با به قدرت رسیدن «عمر البشیر» در سودان، وی اقدام ها و گرایش های اسلامی مشابه ایران را از خود نشان داد و با حمایت «حسن الترابی» در الگوگیری از انقلاب اسلامی ایران و بسیج توده ای، در صدد رفع مشکلات داخلی؛ نظیر مسئله جنوب، فقر وعقب ماندگی و قطع نفوذ و مداخله خارجی برآمده و مواضع استعماری در سطح جهان اسلام اتخاذ کردند. (امرائی1383 : 247 ) در این زمینه عمرالبشیر اظهار داشته است: «انقلاب اسلامی واقعه بسیار عظیمی است که ما همواره به آن با چشم امید نگاه کرده ایم و آن را الهام بخش خود می دانیم . پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به ما اطمینان داد که علی رغم مشکلات تحمیل شده از سوی دشمنان، حرکت خود را به سمت اسلام ادامه دهیم و در این راه به خدا توکل کنیم». (گلی زواره1380 :433) اظهاراتی از این دست، دستاویزی برای کشورهایی ، همچون مصر و آمریکا شده و موجب گردید تا آنها بتوانند همچنان از تداوم تهدید صدور انقلاب و به خطر افتادن منافع خود سخن گفته و برخی فشارها و تبلیغات خود علیه ایران را با این مبنا توجیه نمایند .

مراکش: در مراکش نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، حرکت های اسلامی رشد نمود و معروف ترین فرد در هدایت جریانات اسلام گرایی در مراکش، «عبدالسلام یاسین» بود که ستایش وی از انقلاب اسلامی، امام خمینی و تلاش وی برای تشکیل حزب سیاسی منجر به دستگیری وی در سال 1984 شد (دکمجیان1377 : 377 ) و با نشانه های رشد جنبش های اسلامی در مراکش، پادشاه این کشور جمهوری اسلامی ایران و دیگر گروه های افراطی طرفدار ایران را به توطئه چینی متهم کرده و مدعی شد که شورشیان خواستار برپایی یک نظام اسلامی افراطی به شیوه ایران هستند و لذا با ترس از الگوگیری از انقلاب ایران، سرکوب گروه های اسلامی و رهبران آن در این کشور شدت گرفت .

خاورمیانه

عراق: عراق به عنوان یک کشور مهم عربی با اکثریت شیعی، کانال مناسبی برای حضور و صدور انقلاب اسلامی در جهان عرب به شمار می رفت؛ بدان خاطرکه شیعیان عراق با رژیم بعث درگیر بودند و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تاثیری عمیق و سریع در میان شیعیان عراق بر جای گذاشته و در این راستا ایجاد سازمان های مخالف و انقلابی شیعی در این کشور، تهدیدی جدی برای ثبات رژیم بعثی بود . (شیرازی 1384:68) از همان روزهای اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که رهبران انقلابی ایران آشکارا از صدور انقلاب سخن می گفتند، اعتراضات مردمی در عراق گسترش یافت و «آیت الله صدر» در عراق نقشی را بر عهده گرفت که امام خمینی در ایران عهده دار آن بود. با فتوای تحریم عضویت در حزب بعث توسط آیت الله صدر که رهبری شیعیان عراق را برعهده گرفته بود، (امرائی1383: 212) به نظر می رسید شیعیان عراق بیش از هر کشور دیگری مشتاق الگوبرداری از انقلاب ایران هستند .

شهادت آیت الله سید محمد باقر صدر و خواهرش بنت الهدی صدر در اوایل فروردین ماه 1359 باعث شد تا امام خمینی در پیامی از ارتش و ملت عراق درخواست قیام جهت سرنگونی دولت صدام را نماید که ( حسینی زاده1386: 335 - 336 ) بدین ترتیب مبارزات علیه رژیم بعث در این کشور شدت گرفت که اوج این فعالیت ها در تقابل « حزب الدعوه اسلامی» با رژیم بعث و شکل گیری «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» با هدف مبارزه با حکومت بود، ( ملکوتیان 1382 : 275) که این وضعیت، صدام و سایر رهبران مستبد کشورهای عربی را آشفته می کرد . با شدت قیام ها علیه صدام، وی انقلاب ایران را بزرگ ترین فرصت و تهدید برای نظام خود تلقی نموده و سرانجام با تمام قوا به ایران حمله کرد . گرچه ظاهرا موضوع اختلافات مرزی به عنوان دلیل اصلی تجاوز عراق به خاک ایران محسوب می گردد؛ اما در واقع تجاوز عراق علیه ایران نتیجه نارضایتی قدرت های بین المللی و منطقه ای از انقلاب اسلامی و نگرانی از گسترش آن به منطقه و حمایت از منافع دولت های محافظه کار عربی بود . (بخشایشی اردستانی 1379: 97 )

عربستان: از جمله حرکت های مسلمانان منطقه که تحت تاثیر انقلاب اسلامی در نخستین سال پس از انقلاب صورت گرفت، بروز نا آرامی و طغیان اخوان المسلمین عربستان در نوامبر 1979 میلادی در اعتراض به پادشاهی سعودی بود که گرچه ارتباط مستقیمی بین این واقعه با ایران نبود؛ ولی بازتاب روانی انقلاب، عاملی موثر در این واقعه بوده است. در این واقعه که با رهبری «جهیمان العتیبی» شکل گرفته بود، مسجد الحرام توسط مبارزان سنی به مدت دو هفته تصرف گردید و در حالی که حکومت عربستان از واقعه تصرف مسجدالحرام سر در گریبان بود، در همان زمان واقعه دیگری در استان ثروتمند «الاحساء» و استان «قطیف» اتفاق افتاد که به دنبال آنها نیز شورش های دیگری نیز به وقوع پیوست که در این قیام ها شیعیان عربستان با الهام از انقلاب ایران، از تبعیض حکام سنی آزرده خاطر بوده و خواهان توزیع عادلانه در آمد نفت و خدمات عمومی بودند و حکام عربستان نیز جهت مقابله با قیام های شیعیان، ضمن اتخاذ سیاست مبتنی بر تحبیب و رفع برخی کاستی ها، نارضایتی های موجود را با شدت بیشتری سرکوب نمودند (کدیور1379 : 107 - 108 ) تا از تاثیرهای انقلاب ایران جلوگیری به عمل آورند . ذکر این نکته ضروری است که در راستای جلوگیری از صدور انقلاب اسلامی ایران، عربستان از مهم ترین کشورهای تامین کننده هزینه جنگ عراق بود که برای تامین امنیت خود، با حمایت مستقیم آمریکا و همراهی کشورهای عربی ،اقدام به تاسیس «شورای همکاری خلیج فارس» نمود .

بحرین: کشور بحرین در میان ممالک عربی خلیج فارس، به لحاظ جمعیت بالای شیعیان و سابقه بنیادگرایی شیعه در این کشور، کانون رستاخیز شیعه بوده و همواره بین آنها با دولت مرکزی خصومت وجود داشته است . بدنبال انقلاب اسلامی، شیعیان این کشور به عنوان یک جنبش نیرومند در این کشور ظاهر شده و با تأثیر پذیری از انقلاب اسلامی و همچنین حمایت از سوی انقلابیون ایرانی، حرکات چندی بر علیه حکام خود انجام دادند که از جمله آنها سخنرانی «هادی مدرسی» در سال 1979 بود که منجر به شکل گیری دو تظاهرات علنی در روزهای 17 اوت (به بهانه روز قدس) و روز 19 اوت (اعتراض به بازداشت مدرسی) شد که در نهایت نیز اخراج وی در 31 اوت را به همراه داشت .

در آوریل 1980 بدنبال تأیید تلویحی اعدام آیت الله صدر توسط رژیم عراق از جانب حکام بحرین، دوباره منازعات در این کشور شدت گرفت که در پی آن نیروهای دولتی نیز هرگونه تظاهرات از ناحیه شیعیان بحرین را سرکوب کردند . همچنین با حمله عراق به ایران و به دنبال آن پیوستن بحرین به پیمان امنیتی با عربستان و در نهایت تشکیل شورای همکاری خلیج فارس، گرچه تا حدود زیادی صدور انقلاب در این کشور مهار شد؛ ولی با این حال ریشه ها و زمینه های لازم برای طغیان در کشور بحرین همچنان وجود داشته و در مقابل نیز برخوردهای خشونت بار نیروهای دولتی بحرین با شیعیان این کشور که به نوعی معلول محرومیت اکثریت شیعه در برابر اقلیت حاکم سنی بود، با جدیت تمام همراه بود که از جمله آنها سرکوب کودتا توسط «جبهه اسلامی برای آزادی بحرین» در سال 1981 بود. علی رغم سرکوب مخالفت های شیعیان که غالب آنها به ایران نسبت داده می شد، ولی با این حال هنوز این قیام ها ادامه داشته و مهم ترین آنها سرکوب سال 1994 بود که با وجود مهار این جنبش، شیعیان بر استمرار قیام تا موافقت دولت به برگزاری انتخابات پارلمانی تاکید کرده و در نهایت حاکمان بحرین بدلیل ترس از حرکت های اصلاح گرایانه در چند سال اخیر، با اعطاء آزادی های بیشتر به مردم بحرین و امکان انتخاب نمایندگان شیعه در مجلس ملی به این قیامها خاتمه دادند .

کویت: حکومت کویت که رژیم حاکم بر ایران در قبل انقلاب را یک قدرت منطقه ای حافظ وضع موجود و یک متحد تلقی می کرد، هرگز مایل نبود که وضعیت سیاسی امنیتی موجود در منطقه به گونه ای تغییر کند که تاثیری منفی بر حکومت، تمامیت ارضی و امنیت ملی کویت داشته باشد و در همین راستا بود که مسئولان کویتی از ورود امام خمینی به کویت ممانعت به عمل آوردند .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مسئولان کویتی که به حفظ وضع موجود در منطقه خلیج فارس تمایل داشتند، همانند سایر کشورهای منطقه با انقلاب اسلامی بسیار احتیاط آمیز برخورد کرده و مجبور به تغییر سیاست ها و برقراری روابط دوجانبه با ایران گردیدند اقلیت شیعی کویت و ایرانیان مقیم کویت پس از پیروزی انقلاب، از تغییرات بوجود آمده در ایران و استقرار نظام مذهبی استقبال کرده و حجت الاسلام «عباس مهری» که از خویشاوندان امام خمینی بود، ابتکار عمل را در کویت بدست گرفت . علی رغم اخراج وی از کویت به دلیل ایراد سخنرانی های سیاسی، شیعیان کویتی در قالب نهضت سیاسی «حزب الله کویت» سازماندهی شده و دست به شورش هایی زدند که از جمله آنها اقدام به بمب گذاری ها و فعالیت های ضد دولتی در نزدیکی سفارت خانه های آمریکا و فرانسه بود که البته ایران هرگونه دخالت در این حملات را تکذیب کرد. مسئولان کویتی نیز برای حل این جریانات و جلوگیری از تبدیل این مخالفت ها به انقلاب، مبادرت به اخراج ایرانیان مقیم کویت نموده و پس از مدتی نیز با افتتاح مجلس ملی و استفاده از وزرای شیعی اقدام به کنترل این مخالفت ها نمودند.

سوریه: تاثیر انقلاب اسلامی ایران در سوریه نسبت به تمامی کشورها ویژگی کاملا مجزایی داشته و محسوس ترین نمود این انقلاب، تبدیل دو دولت به متحدان استراتژیک بوده است . پدیده صدور انقلاب به عنوان اولین پیام انقلاب اسلامی، به طور متعارف شیوه ای برای اتحاد و جذب امت اسلامی در نفی دولت های مستبد و وابسته در جهان اسلام و دنیای عرب بود . لذا در این راستا همگرایی انقلاب اسلامی ایران با دولتی که رسما پای بندی ایدئولوژی ناسیونالیستی - سوسیالیستی بعث بود، بر خلاف عرف می نمود. این اتحاد استراتژیک بدان خاطر بود که حمایت ایران و سوریه از لبنان و فلسطین در برابر اسرائیل، اتخاذ جبهه واحد در مبارزه علیه صهیونیسم و مخالفت هر دو در برابر گسترش فعالیت نظامی آمریکا در خلیج فارس و ایجاد پایگاه در این منطقه و همچنین نیازهای اقتصادی دو کشور باعث تشدید علاقمندی دو کشور گردید . البته این همکاری ها تا حدی بود که حتی برخی گروه های اسلام گرای سوریه ، از جمله «اخوان المسلمین» که تحت تأثیر انقلاب اسلامی فعالیت خود را گسترش داده بودند، به دلیل گسترش روابط ایران و سوریه، با گرایش به رژیم صدام حسین، حملات تبلیغاتی خود را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند .

 فلسطین: از آنجایی که یکی از آرمان های اصلی انقلاب اسلامی حمایت از مظلومان جهان بود، لذا مسئله فلسطین از همان ابتدا در صدر اهداف نظام قرار گرفت و سیاست خارجی ایران نیز براساس دفاع از فلسطین و تقابل با اسرائیل تا محو نهایی آن شکل گرفت و این در حالی بود که ایران پیش از انقلاب اسلامی یکی از کشورهای حافظ منافع رژیم صهیونیستی بود؛ ولی پس از انقلاب به کانون مبارزه تبدیل گردید و پرچم مبارزه ای که سران کشورهای عربی با امضای پیمان کمپ دیوید به زمین گذارده بودند، ایران آن را دوباره بدست گرفته و توجه فلسطینی ها را به برخورداری توانایی لازم در گرفتن حق خویش جلب نمود . ایران تا به حال برای کمک به مردم فلسطین اقدام هایی بسیاری انجام داده که بخشی از آنها عبارتند از: پذیرش مقامات بلند پایه فلسطینی در روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، تبدیل کنسولگری اسرائیل به سفارت فلسطین، اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس، ارائه کمک های مالی و انسان دوستانه، حمایت ها و پشتیبانی های دیپلماتیک و سیاسی، مخالفت با طرح های سازش و صلح، تأسیس صندوق حمایت از مردم فلسطین و ...

اقدام های انجام گرفته در خصوص مسئله فلسطین، بازتاب هایی را به همراه داشته که مهم ترین آنها عبارتند از : اعلام موجودیت دو گروه «جهاد اسلامی» و «سازمان مقاومت اسلامی یا حماس» بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دفاع آشکار جهاد اسلامی از ایران و الگو گرفتن از آن، الگو گرفتن حماس از روش حزب الله لبنان در تقابل با اسرائیل، حضور گسترده و فراگیر مردم فلسطین در مبارزه علیه اسرائیل، تکیه بر آرمان اسلامی در نجات ملت فلسطین و پرهیز از الگوهای متکی بر ناسیونالیسم و جنگ های رهایی بخش چپ، کمرنگ شدن اتحاد و ائتلاف با قدرت های جهانی از سوی گروه های اسلام گرا و کسب قدرت آنها در عرصه سیاسی و نظامی .

لبنان: کشورلبنان مناسب ترین محل برای پذیرش اندیشه های انقلاب اسلامی بود و این انقلاب به رهبری امام خمینی به اتفاق همگان تاثیر مستقیمی بر لبنان، به خصوص شیعیان این کشور داشته است . سرنگونی حکومت پهلوی در ایران، تبدیل به الگویی برای مبارزه علیه اشغال و بی عدالتی در جامعه لبنان شده و شیعیان در این کشور با کنارگذاردن برخی الگوها همچون ناصریسم و اتخاذ الگوی شیعی برگرفته از ایران، به مبارزه برای کسب حقوق خود در جامعه لبنان پرداخته  و در این راستا گروه های اسلامی شیعه، مانند جنبش «حزب اللّه» و «امل» و حتی برخی گروه های اسلامی سنّی، مانند جنبش «توحید اسلامی»، تحت تأثیر مستقیم انقلاب ایران رشد کرده اند که در نتیجه اکنون لبنان نه تنها کانال حضور انقلاب اسلامی در کل جهان عرب است؛ بلکه به مهم ترین کانال جهت اثرگذاری بر مسئله قدس، فلسطین و منازعه اعراب و رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. در این راستا نقش موفق شیعیان در صحنه داخلی لبنان و تقابل با اسرائیل در دهه های اخیر، به طور قطع انعکاس عملی انقلاب اسلامی ایران در لبنان تلقی شده و انقلاب ایران زمینه ساز نهضت شیعی و الهام بخش رهایی مردم مناطق جنوب این کشور بود که در این راستا با خروج اسرائیل از جنوب لبنان در سال 2000 و پذیرش قطعنامه 1701 از سوی اسرائیل در سال 2006، چنین تلقّی می شود که «حزب الله» و «مقاومت اسلامی» به عنوان بازوی انقلاب اسلامی، توانسته با الهام از انقلاب، ایدئولوژی اسلامی و نظریه ولایت فقیه، علاوه بر اخراج اسرائیل از جنوب این کشور به یک نیروی نظامی و سیاسی موثر در این کشور تبدیل شده، به گونه ای که در حال حاضر می توان مدعی شد که بدون در نظر گرفتن نظرات و خواسته های آنان، دستیابی به هرگونه توافق در جامعه فرقه ای طائفه ای لبنان ممکن نمی باشد.

نتیجه گیری

جهان اسلام در طی قرون گذشته شاهد ظهور جریانات مختلف فکری و سیاسی زیادی بوده که عمدتا در پاسخ به اوضاع بحرانی جهان اسلام شکل گرفتند؛ بدان خاطر که پس از گسترش نفوذ غرب بر جوامع اسلامی، یک نوع آگاهی در میان مسلمانان برای کسب استقلال از غرب شکل گرفت که اندیشمندان برای حفظ هویت اسلامی، در صدد بازگشت به اسلام برای رهایی از این وضع برآمدند.

در این راستا انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از رخدادهای متمایز در عرصه بیداری اسلامی، نقطه عطفی در تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی دنیای معاصر محسوب گشته که تغییرات زیادی را به همراه داشته است . این انقلاب در شرایطی به وقوع پیوست که کمتر کسی آن را در شرایط انقلابی تصور می نمود؛ بدان خاطر که برآوردهای ناشی از وضعیت جهانی در دوران دو قطبی و حمایت غرب از نظام حاکم بر ایران، بیانگر آن بود که تحولات دهه 1980 در ایران در نهایت به ثبات نسبی ختم می گردد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر ایده اسلام سیاسی، به تدریج این ایده بدلیل افکار آرمانگرایانه و طرح ارزش های جدید در عرصه بین الملل، در تقابل با غرب و شرق قرار گرفته و منافع غالب کشورها را نیز به خطر انداخت . علی رغم فشارهای شدید قدرت های بین الملل و سایر دولت ها در مقابله با این انقلاب، اما انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره)، توانست با تکیه بر تفکر اسلام سیاسی، نقش اسلام و مسلمانان را در عرصه های مختلف برجسته ساخته و عنصر هویت اسلامی را به عنوان واقعیتی پذیرفته شده در برابر هویت جهان شمول غرب قرار دهد .

بررسی ابعاد تاثیرگذاری این انقلاب در سطح جهان اسلام، حاکی از آن است که علی رغم مخالفت بسیاری از دولت های اقتدارگرای اسلامی، جمهوری اسلامی ایران در راستای تعالی اهداف خود، با سعی و تلاش فراوان توانست تا مسلمانان جهان را در مسیر بازیابی هویت اسلامی خویش قرار داده و بررسی های موجود در این زمینه بیانگر آن است که این انقلاب بزرگ، تاثیرهای متفاوتی را در سطح جهان اسلام داشته است که عبارتند از : بازتاب ملموس و چشمگیر، تقویت و شتاب بخشیدن به جریان های سیاسی اسلامی، برانگیختن ایدئولوژی و تفکر سیاسی اسلامی و فراهم شدن بهانه برای برخی از حکومت ها در سرکوب جنبش های اسلامی مخالف.

www.Dorka.mihanblog.com

آرشیو


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار دُرکا

  • کل بازدید :
  • امروز :
  • دیروز :
  • این ماه :
  • ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :

برچسبها